یکشنبه سوم اردیبهشت 1391
"اگر
به خانۀ من آمدی ای مهربان"
برگرد !
-------------------------------------------------------------------------------------------------------
در آفرینش من دو نفر چهار دست داشتند
------------------------------------------------------------------------------------------------------
اگر این طبیعت عجیب کار خداییست که لای کعبه پنهانش کرده
اید
آزادش کنید!
کارگر خبره برای خرابیهای سیل ِ همین چند هفته پیش
پاکستان نیاز داریم !
-----------------------------------------------------------------------------------------------------
شعر حرمسرای مقدسیت که درآن
می توان یک زن را
با هزار مرد خواباند
و مردی را با هزارو یک زن عریان
شاعر اگر خواجه نبود که این همه شعر را باد نمیزد!
-------------------------------------------------------------------------------------------------------
مردانگی ات را چند روز به من قرض بده
میخواهم از حقوق زنان دفاع کنم .
در این شهر
اگر سینه هایمان را سپر کنیم
مکیده خواهند شد !
------------------------------------------------------------------------------------------------------
دل گرفتگی پدیده ایست که روزی چند بار اتفاق می افتد
وقتی تو
روبروی دلم می ایستی !
--------------------------------------------------------------------------------------------------------
ایران
بزرگترین صادر کنندۀ
زعفران
پسته
مغز
و زن
دردنیاست.
--------------------------------------------------------------------------------------------------------
در تسلسل زمانی
گاهی
نظریۀ داروین عقب گرد میکند
و جاذبۀ
زمین
سیب را
به درخت می چسباند
تا نیوتن
کمی استراحت کند .
نظریۀ
تکامل نشان داد
ما از
میمون به انسان رسیدم
و در یک
جهش سیاسی نامشروع
از میمون
به احمدی نژاد!
-------------------------------------------------------------------------------------------------------
ایران
کشوریست که روی نفت خوابیده
و
حاکمانش روی مردم !
ذخیرۀ
این منبع عظیم انرژی در ایران به این صورت است که :
زندگی
مردم را به آتش میکشند
تا گرم
شوند
* آههای
فسیل شدۀ ما در سالهای بعد، مهمترین مورد مطالعات زمین شناسی ِ تاریخی خواهد بود !
--------------------------------------------------------------------------------------------------------
این یک
تغییر شیمیایی بدیهیست
مویی که
30 سال آفتاب را نبیند ، سیاه می شود
چشمی که
شبانه آفتاب را به انتظار بنشیند ، سیاهی می رود
زارا سین
حق دارد
چشمهای
آبی مرا نبیند
و با
موهای گریخته از زیر روسری من
لجبازی
کند !
--------------------------------------------------------------------------------------------------------
مشکل من
با آرتیکل 1 قانون اساسی آلمان نیست
من
احترام به کلمات را با تبعیض جنسیتی ِ آرتیکلهای Der,Die,Das
نمیتوانم
رعایت کنم
----------------------------------------------------------------------------------------------------------
خط دومین
نشانۀ ارتباط بود
و خط کش
اولین نشانۀ مرز!
--------------------------------------------------------------------------------------------------------
قهوۀ تلخ
خواب را از بین می برد
تلخی تو
خیال را !
-------------------------------------------------------------------------------------------------------
شباهت
سیاست و کشتی کچ:
در هر دو
بازی همه چیز از قبل تعیین شده
و برنده
دلقکیست
انتصابی.
-------------------------------------------------------------------------------------------------------
اصول
اولیۀ اسلام و کشتی فرنگی :
در کشتی
فرنگی استفاده از پا و گرفتن زیر کمر برای زمین زدن حریف ممنوع است
در
اسلام استفاده از پا و شکم و زیر شکم برای زمین گیر کردن بشر، کاملن آزاد بوده و
استفاده از مغز و فکر نوعی دوپینگ به حساب می آید که باعث محرومیت از اسارت میشود
!
--------------------------------------------------------------------------------------------------------
سیب
هزار بار از شاخه می افتد و فقط یک بار به درد تعریف جاذبه میخورد
وقتی
نیوتن زیر درخت دراز کشیده باشد!
تو
روزی هزار بار از چشمم می افتی و کرمو می شوی.
نمیدانم
این تفاوت تو و سیب است
یا من و
نیوتن
که جاذبه
را اینقدر دو پهلو میکند ؟!
*بیا زیر
من دراز بکش. شاید تمامی سیبها روی نیوتن افتاد و جاذبه طور دیگری تعریف شد J
-------------------------------------------------------------------------------------------------------
من با
دست راستم می نویسم، از راست به چپ. To ba daste chapat minevisi,az chap
be rast
تنها نقطۀ اشتراک حرفهای من و
تو
نقطه های
پایانیست !
------------------------------------------------------------------------------------------------------
روزی که
زبان باز کردم
پرنده ای
از گلویم پرید و ساعتها خواند ...
------------------------------------------------------------------------------------------------------
تو را
نخواهم زایید
تا پدرت
را به خدایی قبول کنم !
--------------------------------------------------------------------------------------------------------
آسمان به
زمین میرسد
اگر من
به تو برسم!
------------------------------------------------------------------------------------------------------
نیمۀ
دیگر من زنیست که به دنبال نیمۀ دیگرش میگردد...
------------------------------------------------------------------------------------------------------
تو کاملن
آزادی!
یا بامن
زندگی کن
یا بگذار
من با تو زندگی کنم
-----------------------------------------------------------------------------------------------------
من
سالهاست درگاه خانه ام را
پنبه
دانه کاشته ام
نفرین
کیست که شترها را از وسوسۀ راه برمیگرداند؟!
--------------------------------------------------------------------------------------------------------
سفارش
داده ام پیراهنی برایم بدوزند با این مشخصات :
آستین
کوتاه
با گلهای
پونه !
من
ازپیراهن های سیاه و سفید می ترسم!
( ساناز زارع ثانی )
نوشته شده توسط ساناز زارع ثانی در ساعت 16:44 |
لینک
|
چهارشنبه پنجم اسفند 1388
آگهی جابجایی منزل مسکونی
آدرس : خیابان زیر
http://sanazsani.blogfa.com

نوشته شده توسط ساناز زارع ثانی در ساعت 1:4 |
لینک
|
جمعه چهارم دی 1388

اولین دوئل بین خدا بود و شیطان
دومی بین شیطان و من
سومی بین من و ...!
خیالاتی نشو
من با مرده ها دوئل نمیکنم
تولد برهان خلف مرگ است
و مرگ انتظاریست که بایدش کشید تا برسد
بس که زندگی پوستم را کَند
رک شدم

شعر د ِین شاعر است به طبیعت
و الا درخت گناهی نداشت که کاغذ شد
با چرتکه حساب نکن
شاهکار را آخر تاریخ می شمارند
این یک شعرعاشقانۀ کلاسیک است
..................................بیا
..................................بگیر
..................................برو
..................................بمیر
خورشید (نور)
باد (صدا)
زمین (دوربین )
.
.
.
زندگی (اکشن)
درپی نوشت1 : خوب بازی کن. این یک سریال مستند است
در پی نوشت 2: بگذار سیاهی لشکر به اسکار فکر کند
در پی نوشت 3: خودت باش روی تمام نگاتیوها تا خوب ظاهر شوی در تاریک خانه .
مردها با گاوهای نر در کارخانجات چرم سازی شریک می شوند
زنها با گاوهای ماده مسابقه شیر دهی میدهند
ما گوساله ها یونجه می خوریم
ورجه میکنیم .
باشد که رستگار شویم !
حرفش را نزن
ما که اهل تعارف نیستیم
من حساب میکنم
تو بدهکار شو
عرق نعنا برای نفخ خوب است
دئودرانت برای عرق زیر بغل
ترکیبات تو درمقایسه با عرق سگی شرم آوراست
زور نزن که با جام شراب دل لیلی را ببری روی شمعی که پروانه می سوزد از فراغ مجنون.
بعد از انقلاب سپید ، زورخانه ها را بستند
مرشد هیپ هاپ خواند
و روی تی شرت باستانی کاران مایکل جکسون یک نفس شنا رفت.
چقدر کثیف شده ایم از تاریکی
بیا حمام آفتاب بگیریم
او در مقایسه با من چند سال کوچکتر بود
و من در مقایسه باخودم چند سال از یک احمق بزرگتر بودم
اگر خر فلسفه داشت
"بار" مترادف همان " زندگی" بود که هم اکنون به دوش ماست
کلنل محمود احمدی نژاد ازبقایای کلنل لیاخوف روسیست در پارک ژوراسیک 3
روسیه توپ بازی با ایران را دوست دارد.
نوشته شده توسط ساناز زارع ثانی در ساعت 4:23 |
لینک
|
دوشنبه یازدهم آبان 1388
دو جنازه
کافیست برای هر خانوار!
سازمان کنترل جمعیت این روزهای ایران

من روشنفکر
نیستم ولی کور رنگ ها را دوست دارم.
نوشته شده توسط ساناز زارع ثانی در ساعت 4:34 |
لینک
|
سه شنبه ششم مرداد 1388

دست خودم نیست
با خواندن " تنفیذ"
یاد " تنقیه " می افتم
نوشته شده توسط ساناز زارع ثانی در ساعت 1:12 |
لینک
|
شنبه نوزدهم اردیبهشت 1388
بیهوده تحلیل نکن
سال کبیسه هر چهار سال یک بار هجوم می آورد
ریش را بسپار به دست Gillette Mach3
یا همان قیچی _ کند خودمانی

گوسفند حیوان نجیبی است
سهراب !
به رستم بگو اسبش را زین کند

انتظار فرج از نیمه ی (دوم ) خرداد بکشم یا نکشم ؟؟؟
فوت قایم تو سماور بکنم یا نکنم؟
چایی از بهر شما دم بکنم یا نکنم؟
لاستیک چرختو جند بار آخه پنجر بکنم؟
چند بار
چند بار
بکنن
هی بکنن
ای حبیب من ای عزیز من !؟؟؟؟؟!
نوشته شده توسط ساناز زارع ثانی در ساعت 13:6 |
لینک
|
شنبه پنجم اردیبهشت 1388

روزی ز سر سنگ عقابی به هوا خاست
و نشست
روی پیرزنی گوژ پشت و گفت :
روزی بیا به کلبه ی ما از ره شکار
با نتردام هم بیا
که آن چنان
پندت دهم فراوان من یار پند دانم
که یافت می نشود جسته ایم ما
پیرزن نالید و پشتش گوژ تر شد
وانگه عقاب ببرگشت به سر سنگ
گفتا بنال
بنال
زکه نالیم که از ماست که برماست...
تفسیر علامت ترازوی عدالت ایران

کفه ی سمت چپ: 6 کیلو ارزن _ پوست تخمه – یونجه – پشم گوسفند بالغ زیر 1سال
کفه ی سمت راست : زندگی من و تو
شمشیر وسط با کلاه خود : ......آخرین ضربه رو محکم تر بزن
تو بزن
تبر بزن ...

نوشته شده توسط ساناز زارع ثانی در ساعت 15:53 |
لینک
|
سه شنبه دهم دی 1387
خودسوزی بس است!
تکلیفت را با من روشن کن

کافیست فقط یک بار زمین معلق بخورد
تو با سرعت نور از میرداماد به عبدل آباد خواهی افتاد

پدرم یک اگزیستانسیالیست واقعی بود !
مادرم یک بورژوا !
خواهرانم گلادیاتور از آب درآمدند!
و من باکلاس ترین دروغگو.
نه تو مرا می فهمی
نه من تو را
اشتراک ما همین نفهمی است

نوشته شده توسط ساناز زارع ثانی در ساعت 20:46 |
لینک
|
چهارشنبه ششم آذر 1387
از کوزه همان مشکی برون تراود که خود ببوید
نه رشوه ی عطاری که در اوست

از زمانی که لقمه از دهان لقمان حکیم افتاد
نان از بی نانان دزدیدند
و ما
ادب از بی ادبان آموختیم

دنیایت را با تار مویم طاق نمی زنم
کافیست گاو باشی
آنگاه:
اتل متل توتوله
هم شیر داری هم پستون
هر چی زنه تو بستون

چنانچه نرخ رشد دلار به همین منوال باشد
تفاوت من و بیل گیتس به شرح زیر می باشد:
به ازای هر کار خیر
من : یک در دنیا و 0.74 در آخرت ! دریافت خواهم کرد.
و بیل گیتس* تمام جهنم را با اسپیلت یونیت خنک خواهد کرد.
(به علت مانوس بودن نام این شخص. از نوشتن اسامی محق ولی ناماْنوس ِ وارن بافت و کارلوس اسلیم جدا خودداری گردیده است)
نوشته شده توسط ساناز زارع ثانی در ساعت 18:56 |
لینک
|
شنبه چهارم آبان 1387
محال یعنی هیچ.
آینه در آینه کافیست تا پشت گوشم را ببینم
سر به سرم نگذار
من از تو سرترم!
آنقدر راست کرداری که اندیشه ات طاق برداشته
بابا آب داد
مادر گرفت
من زاده شدم
من زاده شدم
بابا نان داد
مادر آب داد
ولی من
سیر نشدم.
نه کوه به کوه رسید
نه آدم به آدمیت ...
این قصه سرش دراز شده

نوشته شده توسط ساناز زارع ثانی در ساعت 18:38 |
لینک
|
جمعه پنجم مهر 1387
از آنجاییکه "در ایران آزادی مطلق وجود دارد
و ۹۸ درصد مردم از دولت حمایت می کنند "
پس من در ماسا چوست بودم .
هیتلر هم گاهی وقتها
انسانیتش در برابر زن کلفت می شد !!!!!!
عجیب است
مردی را دیدم که از ته ختنه شده بود ...ولی سیگارم را روشن کرد !!!!!!!!!!!!

چرا پای هواشناسی را در خیابان دراز می کنی
ساده بگو : بیا بریم رو تخت !

نوشته شده توسط ساناز زارع ثانی در ساعت 14:20 |
لینک
|
سه شنبه پنجم شهریور 1387
به قول یکی :
چو ايران نباشد به تخمم كه نيست
روم جاي ديگر ، زمين قحط نيست ...

نوشته شده توسط ساناز زارع ثانی در ساعت 10:50 |
لینک
|
دوشنبه بیست و هشتم مرداد 1387
هر چقدر هم كه پست مدرن باشي
باز كوكب خانم پيتزا نمي پزد
براي آن همه مهمان سرزده.

از كوچه علي چپ
تا فهميدن من
فقط يك انحراف به راست مجاز داري
هي صبر كن كه من آدم شوم
داري بهشت را از خودت مي راني

نام من احتمال يك هزارم است
هووووووووووووووووووو
اين همه فلسفه ؟؟!!!!!!!
اين همه چيز مصنوعي براي پوشاندن سوراخهاي بشري
دريغ از كشف چيزي شبيه عقل .

يكي بود
يكي نبود
غير از خدا هيچ كس نبود
.
.
.
به خاطر همين شروع ابلهانه بود
كه كلاغه به خونه اش نرسيد
نوشته شده توسط ساناز زارع ثانی در ساعت 9:35 |
لینک
|
شنبه دوازدهم مرداد 1387
جدول ضرب قطع برق تهران بزرگ
۲ سه تا ؟
6يازده تا ؟
ميرداماد 3 تا ...؟
شوش – جردن 7 تا ...؟
فلان فلان تا ؟
در راستاي طرح ارتقا امنيت ، قرار شد كه ريزعلي ، لخت نشود و فقط با اشاره انگشت وسط ، راننده قطار را از خطر سقوط و ريزش كوه آگاه كند .
نتيجه اخلاقي : در هنگام بروز خطر ، ماموران مرتقي امنيت را با اشاره انگشت وسط ، آگاه كنيد .

سرداري سر _ داري سر _ بيداري را خورد

( شبيه شده از به : سربازي سر بازي سُر بازي سر بازي را كشت )
لطفا بمير
تب دارم

نوشته شده توسط ساناز زارع ثانی در ساعت 11:29 |
لینک
|
سه شنبه یکم مرداد 1387
فمينيسم دنيايي است كه در آن
مردان
زنان را
رها !
.
.
.
.
.
مي كنند !

از هر طرف كه حساب كني
تو از من كم مي شوي

يادته ؟
نون بيار
كباب بيار
به من بده
تو پاي ثابت ِ ! اين بازي بودي
ديشب دستهايت را بوسيدم
و گذاشتم
كنار

نوشته شده توسط ساناز زارع ثانی در ساعت 8:52 |
لینک
|