دوشنبه یازدهم آبان 1388
دو جنازه
کافیست برای هر خانوار!
سازمان کنترل جمعیت این روزهای ایران

من روشنفکر
نیستم ولی کور رنگ ها را دوست دارم.
نوشته شده توسط ساناز در ساعت 4:34 |
لینک
|
سه شنبه ششم مرداد 1388

دست خودم نیست
با خواندن " تنفیذ"
یاد " تنقیه " می افتم
نوشته شده توسط ساناز در ساعت 1:12 |
لینک
|
شنبه نوزدهم اردیبهشت 1388
بیهوده تحلیل نکن
سال کبیسه هر چهار سال یک بار هجوم می آورد
ریش را بسپار به دست Gillette Mach3
یا همان قیچی _ کند خودمانی

گوسفند حیوان نجیبی است
سهراب !
به رستم بگو اسبش را زین کند

انتظار فرج از نیمه ی (دوم ) خرداد بکشم یا نکشم ؟؟؟
فوت قایم تو سماور بکنم یا نکنم؟
چایی از بهر شما دم بکنم یا نکنم؟
لاستیک چرختو جند بار آخه پنجر بکنم؟
چند بار
چند بار
بکنن
هی بکنن
ای حبیب من ای عزیز من !؟؟؟؟؟!
نوشته شده توسط ساناز در ساعت 13:6 |
لینک
|
شنبه پنجم اردیبهشت 1388

روزی ز سر سنگ عقابی به هوا خاست
و نشست
روی پیرزنی گوژ پشت و گفت :
روزی بیا به کلبه ی ما از ره شکار
با نتردام هم بیا
که آن چنان
پندت دهم فراوان من یار پند دانم
که یافت می نشود جسته ایم ما
پیرزن نالید و پشتش گوژ تر شد
وانگه عقاب ببرگشت به سر سنگ
گفتا بنال
بنال
زکه نالیم که از ماست که برماست...
تفسیر علامت ترازوی عدالت ایران

کفه ی سمت چپ: 6 کیلو ارزن _ پوست تخمه – یونجه – پشم گوسفند بالغ زیر 1سال
کفه ی سمت راست : زندگی من و تو
شمشیر وسط با کلاه خود : ......آخرین ضربه رو محکم تر بزن
تو بزن
تبر بزن ...

نوشته شده توسط ساناز در ساعت 15:53 |
لینک
|
سه شنبه دهم دی 1387
خودسوزی بس است!
تکلیفت را با من روشن کن

کافیست فقط یک بار زمین معلق بخورد
تو با سرعت نور از میرداماد به عبدل آباد خواهی افتاد

پدرم یک اگزیستانسیالیست واقعی بود !
مادرم یک بورژوا !
خواهرانم گلادیاتور از آب درآمدند!
و من باکلاس ترین دروغگو.
نه تو مرا می فهمی
نه من تو را
اشتراک ما همین نفهمی است

نوشته شده توسط ساناز در ساعت 20:46 |
لینک
|
چهارشنبه ششم آذر 1387
از کوزه همان مشکی برون تراود که خود ببوید
نه رشوه ی عطاری که در اوست

از زمانی که لقمه از دهان لقمان حکیم افتاد
نان از بی نانان دزدیدند
و ما
ادب از بی ادبان آموختیم

دنیایت را با تار مویم طاق نمی زنم
کافیست گاو باشی
آنگاه:
اتل متل توتوله
هم شیر داری هم پستون
هر چی زنه تو بستون

چنانچه نرخ رشد دلار به همین منوال باشد
تفاوت من و بیل گیتس به شرح زیر می باشد:
به ازای هر کار خیر
من : یک در دنیا و 0.74 در آخرت ! دریافت خواهم کرد.
و بیل گیتس* تمام جهنم را با اسپیلت یونیت خنک خواهد کرد.
(به علت مانوس بودن نام این شخص. از نوشتن اسامی محق ولی ناماْنوس ِ وارن بافت و کارلوس اسلیم جدا خودداری گردیده است)
نوشته شده توسط ساناز در ساعت 18:56 |
لینک
|
شنبه چهارم آبان 1387
محال یعنی هیچ.
آینه در آینه کافیست تا پشت گوشم را ببینم
سر به سرم نگذار
من از تو سرترم!
آنقدر راست کرداری که اندیشه ات طاق برداشته
بابا آب داد
مادر گرفت
من زاده شدم
من زاده شدم
بابا نان داد
مادر آب داد
ولی من
سیر نشدم.
نه کوه به کوه رسید
نه آدم به آدمیت ...
این قصه سرش دراز شده

نوشته شده توسط ساناز در ساعت 18:38 |
لینک
|
جمعه پنجم مهر 1387
از آنجاییکه "در ایران آزادی مطلق وجود دارد
و ۹۸ درصد مردم از دولت حمایت می کنند "
پس من در ماسا چوست بودم .

هیتلر هم گاهی وقتها
انسانیتش در برابر زن کلفت می شد !!!!!!
عجیب است
مردی را دیدم که از ته ختنه شده بود ...ولی سیگارم را روشن کرد !!!!!!!!!!!!

چرا پای هواشناسی را در خیابان دراز می کنی
ساده بگو : بیا بریم رو تخت !

نوشته شده توسط ساناز در ساعت 14:20 |
لینک
|
سه شنبه پنجم شهریور 1387
به قول یکی :
چو ايران نباشد به تخمم كه نيست
روم جاي ديگر ، زمين قحط نيست ...

نوشته شده توسط ساناز در ساعت 10:50 |
لینک
|
دوشنبه بیست و هشتم مرداد 1387
هر چقدر هم كه پست مدرن باشي
باز كوكب خانم پيتزا نمي پزد
براي آن همه مهمان سرزده.

از كوچه علي چپ
تا فهميدن من
فقط يك انحراف به راست مجاز داري
هي صبر كن كه من آدم شوم
داري بهشت را از خودت مي راني

نام من احتمال يك هزارم است
هووووووووووووووووووو
اين همه فلسفه ؟؟!!!!!!!
اين همه چيز مصنوعي براي پوشاندن سوراخهاي بشري
دريغ از كشف چيزي شبيه عقل .

يكي بود
يكي نبود
غير از خدا هيچ كس نبود
.
.
.
به خاطر همين شروع ابلهانه بود
كه كلاغه به خونه اش نرسيد
نوشته شده توسط ساناز در ساعت 9:35 |
لینک
|
شنبه دوازدهم مرداد 1387
جدول ضرب قطع برق تهران بزرگ
۲ سه تا ؟
6يازده تا ؟
ميرداماد 3 تا ...؟
شوش – جردن 7 تا ...؟
فلان فلان تا ؟
در راستاي طرح ارتقا امنيت ، قرار شد كه ريزعلي ، لخت نشود و فقط با اشاره انگشت وسط ، راننده قطار را از خطر سقوط و ريزش كوه آگاه كند .
نتيجه اخلاقي : در هنگام بروز خطر ، ماموران مرتقي امنيت را با اشاره انگشت وسط ، آگاه كنيد .

سرداري سر _ داري سر _ بيداري را خورد

( شبيه شده از به : سربازي سر بازي سُر بازي سر بازي را كشت )
لطفا بمير
تب دارم

نوشته شده توسط ساناز در ساعت 11:29 |
لینک
|
سه شنبه یکم مرداد 1387
فمينيسم دنيايي است كه در آن
مردان
زنان را
رها !
.
.
.
.
.
مي كنند !

از هر طرف كه حساب كني
تو از من كم مي شوي

يادته ؟
نون بيار
كباب بيار
به من بده
تو پاي ثابت ِ ! اين بازي بودي
ديشب دستهايت را بوسيدم
و گذاشتم
كنار

نوشته شده توسط ساناز در ساعت 8:52 |
لینک
|
دوشنبه بیست و چهارم تیر 1387
شهيد پينوكيو هميشه مي گفت : خوشا به سعادت چوپان دروغ گو كه هيچ كجايش دراز نمي شد .

پدر ژپتو
ساخت
از
چوب
آدم
من تو را وارونه خواهم
كرد
آدم
چوب
در ...
گربه هاي نره .....روباههاي مكار
پري هاي مهربان ....پدرهاي ژپتو
.
.
.
جينا مثل تو بي صفت بود .

نوشته شده توسط ساناز در ساعت 10:56 |
لینک
|
دوشنبه هفدهم تیر 1387
پیچیده ای پرچم مژگانت را به واژگونی پیچک های پژمرده ی گم شده در گیجی ژوپیتر *
*فقط عربها بخوانند

پشت سر هر زن موفقی مردی ایستاده
تا کونش را تماشا کند
*به مدد یک دوست کپل خوش خنده
نیازمندیهای همشهری تهران مورخ هر روز
۱- به یک عدد دایناسور جهت فهمیدن من نیازمندم
۲- زمینی به مساحت قد شما جهت کشیدن دراز و سیگار و آه
· اجاره فقط به هرمافرودیت

۳- خانمی با روابط عمومی دوگانه سوز جهت لاس در وگاس و کار روی میز
ترجیحا Chubby و مسلط به استريپ تيز و c++
می خواهم حرف بزنم ...کدام سلول سهم من است ؟

آنقدر می خندانمت تا دردهایم آب شود
نوشته شده توسط ساناز در ساعت 22:47 |
لینک
|
یکشنبه دوم تیر 1387
همسر عزیزم (آنقدر برایم تکراری شده ای ) که هر روز ، روز توست

حالا که قصد پیچاندن مرا داری
قسمت دوم ساعت را بساز
24ساعت کم است برای پیچاندم

حواستان باشد : اصلاح طلبان گاهی وقتها ریششان را می زنند
کاملا محرمانه :
(. . . . . . . . .)
نوشته شده توسط ساناز در ساعت 22:14 |
لینک
|